تبليغاتX
> بارانک
یه چیزی تو اون مایه ها
 دو شعر
ای سر ز هوای نا به جا خاکت باد

ای  پیرهن ِ  امید  من  چاکت  باد

ای دیده که سر فرو نبردی به زمین

یک عمر نصیب اشک غم ناکت باد

****************************************************

آسمان بغض مرا زار گریست

عقده ام را در و دیوار گریست

مردی از جنس لطیف ِ باران

از خود و از همه بیزار گریست 

|+| نوشته شده توسط حامد شاکریان در سه شنبه 1385/08/23 | موضوع: |
 
 
بالا