تبليغاتX
> بارانک
یه چیزی تو اون مایه ها
 حتی به روزگاران
با عرض سلام دوباره خدمت دوستان عزیز. قطعه شعری برایتان دارم از شفیعی کدکدنی. بی گمان این شعر با آواز استاد شجریان در بایگانی خاطرات شما جاودانه است:

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران

بیداری ستاره، در چشم جویباران

آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل

لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران

باز آ که در نگاهت خاموشی جنونم

فریاد ها بر انگیخت از سنگ کوهساران

ای جویبار جاری زین سایه برگ مگریز

کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران

گفتی "به روزگاران مهری نشسته" گفتم:

"بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران"

بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز

زین عاشق پشیمان، سر خیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند

دیوار زندگی را زین گونه یادگاران؛

وین نغمه ی محبت، بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقی است آواز باد و باران.

|+| نوشته شده توسط حامد شاکریان در پنجشنبه 1385/03/11 | موضوع: |
 
 
بالا