سلام...
در مورد شعری که هم اکنون در زیر می آید می خواستم توضیحاتی بدهم. ولی نهایتا به این نتیجه رسیدم که بهتر است این کار را نکنم چون که هر آن چه گفتنی باشد در نظر هایی که دوستان گرامی
می دهند متجلی خواهد شد.
به به که چه جالب! شد من تک پسرم
جنس ام ز عسل باشد کاکل ز زرم!!
-:" قند عسلم حامد ..." مادر د ِ نگو
شیرم ده و ول کن اه... ول کن که کرَم
آوردن من را هی رقصیده شدید
خاکی به سرت کردی خاکی به سرم
می گفت به من دالو دوشینه به خشم
با تیغه ی چاقو کُل نافت ببُرم
ای خون بگریز از من حاجت به تو نیست
ای دل ز غم ِبی حد کن منفجرم
این نسل نمی پاید بی راهه مرو
رو فکر دگر می کن...حالا...پدرم!
مرده ست نسیمی که با پیرهنی
بر کوی شما آرد مرگ خبرم
|
+| نوشته شده توسط حامد شاکریان در دوشنبه
1385/09/06 | موضوع: |